امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

اوقات فراغت

1392/3/8 21:51
نویسنده : مامان ستاره
610 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسريها حالتون خوبه لبا خندونه ايشالا،از روزي كه بابا رفته و ما دوباره تنها شديم تا اطلاع ثانوي كه بابا سيامك برگرده كار ما شده هر روز عصر حركت بسوي پارك با دو تا پسر وروجك البته يه اميرحسين پر از انرژي و يه ارمياي صبــــــــــــــــــــور ، ارميا جون قربونت بشم الهي كه اينقدر صبوري و دو ساعت تموم بدون اينكه ماماني رو اذيت كني ميشيني تو كالسكه و فقط اطرافت و بچه ها رو تماشا ميكني البته يه وقتايي هم يه نق نقي ميكني اما همينكه بغلت ميكنم آروم ميشي.از خدا ممنونم بخاطر وجود شما گل پسريهاي ناز.

اميرحسين ديگه خونه نشين شدي و مهد كودك تعطييييييييييييل شده. اما تا پايان خرداد تو خونه اي خوشحال نشو بايد كلاسهاي تابستوني بري البته من خيلي دوست دارم تابستون هم مهد باشي اما بابا سيامك اجازه رو صادر نميكنن و نظرشون اينه كه طفلي بچه ام خسته شد تعجبنه ماه مهد رفتهوقت تمام تابستون رو بزار استراحت كنهاوهچه مهدي اين نه ماه رو بخوام دقيق حساب كنم رو هم رفته شش ماهش رو مهد رفتي از فروردين كه داري تق و لق ميري الان هم حدود يك هفته اس كه نرفتي اسفند هم پونزده روزش رفتي بماند اون ماههاي قبل .خدا راشكر از سال آينده پيش دبستاني و از اين ناز و اداها نيست كه ميخوام خونه بمونم و بايد بري من نظرم اينه كه براي پيش بفرستمت مدرسه عادي اما بابا سيامك ميگه نه مدرسه عادي بده بچه هاي شيطون زياد داره و تعداد بچه ها زياده تو هر كلاس فعلا تا سال تحصيلي آينده معلوم نيست چي ميشه.

 

 

اي اميرحسين بلا كه اين روزها تا ميخوام ازت عكس بگيرم ادا در مياري و نميزاري

 

 

حالا ارمياي گلمممممممممممممممم،ارميا جونم اين روزها به سمت چپ و راست خودت خيلي ميپيچي وقتي با دستات بازي ميكني به دستهاي خودت زل ميزني پاهات رو مياري بالا ميخواي تو دست نگهش داري اما فعلا كه نتونستي هر چيزي كه دستت ميدم كم نگه ميداري و زود ميندازي اما اگه تو دستت نگه داشتي ميخواي بخوريش

 

 

 .وقتي ميخواي بلندت كنم ومنم كار دارم و ميخوام به كارم برسم  با اندكي تاخير تو رو بلند ميكنممژهباسنت رو بلند ميكني و هي خودتو هل ميدي گاهي به سمت بالا و گاهي خودتو پايين ميكشي.اين خواهر من سيما كه خاله بزرگ شما باشه وقتي اينجا بود تا ارميا گريه ميكردي همش به من ميگفت ستاره بدو بچه ات بلند كن داره گريه ميكنه البته گريه كه نه نق نق هاي آغاز گريه،آخه خواهر سيما نميشه كه تا نق نق كرد برم و بغلش كنم .هم اينجوري عادت ميكنه و هم اينكه من اصلا نميتونم كارهامو انجام بدم. براي اميرحسين خيلي اينجوري بودم تا گريه ميكرد بدو ميرفتم سراغش .اما در كل حساسيت نسبت به بچه دوم كمتره البته براي من كه اينجور بود 

 

 

عزيز دلمييييييي ارميا

 

 

اينم عكس هم مربوط ميشه به امروز عصر كه يه وقتايي هم نق ميزدي بغلت كنم

 

قابل توجه اميرحسين يه وقت در آينده كه خواستين اين پستها رو بخونين نگي چرا همش عكس ارميا رو گذاشتيا قهراز بس هرچي صدات ميكردم بيا با ارميا عكس بگير ميگفتي ميخوام بازي كنمشیطان

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان امیرعلی
8 خرداد 92 22:13
ماشالله به این گل پسرای ناز
مامی حنا ودینا
9 خرداد 92 1:47
سلام عزییزم مبارک باشه گلم خیلی خوشحالم که دوباره اومدی دیدنم




مرسي عزيزم


نسترن(مامان نیروانا)
10 خرداد 92 10:10
سلام عزیزم...چه جیگریه این ارمیا خان.امیرحسین عزیزمم که مثل همیشه تو عکسا میدرخشه.روی ماه هردو مرد نازنین و میبوسم و ارزوی سلامتی برای هر دو شون دارم.خصوصی داری گلم


ممنون عزيزم
مامان رومینا
10 خرداد 92 20:24
عزیززززززززززززم ارمیاماشالا هر روز داره جیگرتر میشهبنظرم سخته با دو تا بچه تنهایی میرحسین که شیطونم هست آره؟بخصوص امیر که حسابیم شیطونی میکنهاینجور که معلومه باباشون حسابی حساسهبابت توضیحاتتم ممنون ستاره جون


خيلي سخته دوتا باهم اما خوب به قول معروف اين نيز ميگذرد .خواهش ميكنم
مامان امیـــــرعلی (پســـرکــــــ شیطـــون)
11 خرداد 92 14:47
سلام عزیزم ...
خدا حفظ کنه گل پســـرای نازت و براتون ...



ممنونم عزيزم
مامان ارمیا و ایلمان
12 خرداد 92 9:22
ای ووروجک ها. دوست گلم ولی خیلی خوب شد 2 تا بچه داریم ها. مگه نه؟


آره خوبه حسابي وقتمون باهاشون پر شده حالا خوبه بچه ها از يه جنسن
ارغوان
14 خرداد 92 23:13
14ماهگیت مبارک کوچولو